تبلیغات
باشگاه کارکنان بانک ایران زمین - بانک خصوصی واقعی نداریم
قرار بود، بانک های خصوصی تاسیس شوند تا نظام بانکی و بازار پولی رقابتی شود و بانکها خدمات بهتری به مشتریان عرضه کنند، اما اکنون هر سازمانی که از توانمندی بالایی برخوردار است، دست به تاسیس بانک می زند.
این در واقع نوعی جریان جدید است که برخی از نهادها و سازمان ها دست به تاسیس بانک اختصاصی می زنند.
ورود بانک های متعلق به ارگانها و سازمانهای مختلف یک نوع رقابت نابرابر در نظام بانکی کشور است که مشابه آن در نظام های بانکی کشورهای دنیا مشاهده نمی شود.
بانک های دولتی مورد حمایت دولت هستند و در هر حالت از آنها حمایت می شود ضمن آنکه وجوه دولتی در حساب بانک های دولتی واریز می شود، اما سایر بانک ها که براساس اصل رقابت به ارائه خدمات می پردازند در چنین شرایطی دچار مشکلات جدی می شوند.
این بانک های به ظاهر خصوصی به سبب وابستگی هایی که دارند از بنیه مالی خوبی برخوردارند، اما سایر بانک های خصوصی از این گونه ابزارها بی بهره اند.
ممکن است در کشورهای پیشرفته، بنگاه های بزرگ صنعتی متعلق به بخش خصوصی موسسه اعتباری تاسیس کنند اما به این صورت عمل نمی کنند. در آن کشورها شرکتها براساس اصل رقابت در صحنه هستند. برای اینکه اقتصاد آنها آزاد است و مورد حمایت دولت ها نیستند و از رانت دولتی هم استفاده نمی کنند.
اشکالی ندارد که شرکت های کاملا خصوصی نه شبه خصوصی دور هم جمع شوند، سرمایه بگذارند و بانک تاسیس کنند. در این شرایط بانکها براساس رقابت فعالیت اقتصادی می کنند، اما اکنون شاهد جریانی شبیه به رانت آفرینی در نظام بانکی هستیم.
بانکی را خصوصی می گویند که سهامداران آن اشخاص حقیقی یا حقوقی خصوصی باشند و هیچ گونه وابستگی نداشته باشد.
در حال حاضر، تعدادی از بانک هایی که تحت عنوان بانک خصوصی در کشور فعالیت می کنند، سهامداران قدرتمند غیر خصوصی و بعضا شبه دولتی دارند.
متاسفانه ما در کشور بانک خصوصی به معنای واقعی نداریم. تعداد اندکی بانک داریم که تعداد سهامداران خرد آنها بیش از مابقی است. بانک های ما یا به دولت وصل هستند یا شبه دولتی هستند و ما نتوانستیم بانک خصوصی به معنای واقعی را به شکلی ایجاد کنیم که تمام ذرات عملکرد رایج بخش خصوصی دنیا را در بر داشته باشد. نمونه آن بانک پارسیان است. سهامدار این بانک ایران خودرو است که متعلق به سازمان گسترش می باشد که این سازمان متعلق به وزارت صنایع است، وزارت صنایع نیز وابسته به دولت است.
ما دو مشکل داریم. اول آنکه اغلب بانک های خصوصی ما دارای سهامداران خصوصی واقعی نیستند و دوم آنکه بانک هایی که تاسیس می شوند، بعضا تحت حمایت سازمانها، ارگانها و نهادهایی هستند که از سرمایه مالی خوبی برخوردارند و اینها یک رقابت نابرابر را در عرصه بانکداری ایجاد می کنند که مشابه آن در نظام های بانکی اقتصاد آزاد جهان مشاهده نمی شود.
زمانی که رقابت باشد خدمات و تسهیلات بهتری ارائه می شود، اما هنگامی که رقابت نابرابر و غیر واقعی باشد، تبعیض پولی برقرار می شود. بانک اساسا برای رونق بخشیدن به اقتصاد کشور بوجود می آید، نه اینکه بانک برای بانک.
بانکداری برای بانکداری معنا ندارد و با ادامه این وضعیت، بانک های ما تبدیل به یک صرافی پول می شود. به این صورت که هر کس سود بیشتری به آنها بدهد به وی پول می دهند.
بانکداری برای این است که در خدمت اقتصاد، صنعت و تجارت باشد، اما در ایران برعکس است. صاحب صنعت باید کفش و کلاه آهنی بپوشد و برای سرمایه در گردش خود از این بانک به آن بانک بدود، در حالی که در خارج از کشور معمولا بانک ها به سراغ صاحبان صنعت و فعالان اقتصادی می روند.
نظام بانکی که به واسطه نهادهای قدرت ایجاد می شود، از رقابت، شادابی، نشاط و بازار یابی مدرن باز می ماند.
ضربه و خطر ادامه این اقدامات آن است که نظام بانکی ما از یک نظام فعال به یک نظام منفعل و غیر رقابتی تبدیل می شود. در این شرایط اقتصاد ما از چنین بانکداری بهره لازم را نمی برد و به توسعه نمی رسد.
 هم اکنون، تنها 20 درصد اقتصاد در دست بخش خصوصی است و ایجاد تعداد انبوه بانک در اقتصادی که تنها 20 درصد آن در دستان بخش خصوصی است، چندان منطقی نیست. شاید بتوان گفت که چنین اقتصادی ظرفیت پذیرش این همه بانک خصوصی را ندارد، اگر 80 درصد اقتصاد خصوصی بود، این امر کاملا به صرفه و معقول بود.