تبلیغات
باشگاه کارکنان بانک ایران زمین - برنامه جدید

برنامه جدید


موضوع : درددل های صمیمانه  
دوستان و همکاران عزیز با توجه به درخواست هایی که داشتم از این به بعد نظرات و نوشته های همکاران رو که لطف دارند و برای بنده ارسال میشه رو در صفحه ی اصلی نمایش منتشر می کنم و در حد توانم پاسخ میدم .

همکار عزیز که با اسم محسن نظر گذاشته و من هم پاسخ دادم .



آقای نظری عزیز

من یکی از نیروهای بهمن ایثار هستم که البته با زحمات و مشکلات و خلاصه با بدبختی تونستم خودم رو تو مجموعه حفظ کنم .
راستش منم خواستم بگم خیلی از همکاران تا اونجا که من می دونم میان و وبلاگ شما رو می خونن .
در اینکه شما آدم نخبه ای هستید شک ندارم چرا که :
من از همون اولین باری که شما رو دیدم و همه فکر می کردیم که شما بادیگارد آقای امیر حسنخانی متوجه حرکات شما بودم .
ببخشید ولی فکر نکنید ما په په هستیم و هیپچی سرمون نمیشه .
ولی واقعیت اینه که شما همیشه بعنوان یک علامت سئوال بزرگ تو ذهن بچه ها مخصوصا" بهمن ایثاری ها هستید.
نمی خوام فرکانس خاصی بدم اما یادمه یک روز توی دفتر آقای مهندس بودم که شما هم اونجا بودین و مسئول شعبه اون زمان شعبه ت....بهمن ایثار خواست آقای مهندس رو بپیچونه که شما دقیقا" یادمه بهش گفتین : اون روزی که دارین در موردش حرف می زنید شما کت و شلوار قهوه ای پوشیده بودین و با پیراهن نخودی و داشتین با گوشی موبایل سفید رنگتون بازی میکردین درسته ؟
من تازه اون زمان فهمیدم که فلسفه وجود شما چی بود!
الان همه تا اونجای که من اطلاع دارم شما هنوز هم یک علامت سئوال بزرگ هستید واسه خیلی ها.
در ضمن ای کاش می شد در خصوص تجربیات کاری باهمدیگه و خیلی از بچه های دیگه رودرو بحث می کردیم و ثابت می شد که ما هم حرف هایی واسه گفتن داریم .
پاسخ شما : به رسم ادب و احترام به شما دوست خوبم سلام می کنم 
البته شما با اسم مستعار برای من پیام گذاشتین و معلومه که خیلی دلتون پر هستش .در درجه ی اول من از شما و تمام همکارانی که به این دوست کوچکیشون لطف دارند و نوشته هام رو می خونن تشکر می کنم .
دوست خوبم 
من خاک پای شما عزیزان هستم و اینکه شما انسان نادان و ناتوانی مثل بنده رو نخبه می دونید اغراق می فرمائید و من لایق این تعریف شما نبوده و نیستم .
همکار عزیزم بادیگارد دیگه چه صیغه ایه ؟ مهندس امیرحسنخانی خودش صد تا مثل من و حریفه بعد من شاعر مسلک احساساتی بادیگارد ایشان باشم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اصلا" به قیافه ی من می خوره ؟تو را به خدا با این حرفها به من و مهندس ظلم نکنید خواهشا".
راستش اون دوران گذشت ولی خداوند را شاهد می گیرم که اگر وظیفه ای به من محول شده بود سعی کردم تا اونجای که به خودم مربوطه اجازه ندم حق کسی ضایع بشه .
راستش من یک علامت سئوال نیستم .بیشتر شبیه یک علامت تعجب هستم پسر خوب!
در خصوص رد و بدل کردن اطلاعات و تجربیات کاری هم من که عددی نیستم اما آرزوی من این بوده که مسئولان یک تیم تحقیقاتی از جوان ها تشکیل بدن که فقط وظیفه شون فعالیت های تحقیقاتی و مطالعاتی باشه .
یه سئوال حالا من می پرسم ؟
ماه گذشته دفتر آقای مهندس نیومدین ؟روزی که آقای فصیحی هم اونجا بود و داشت با من حرف می زد؟
دوست دارم همکار عزیزم .بدبختانه و یا خوشبختانه من یه ذره باهوشم