تبلیغات
باشگاه کارکنان بانک ایران زمین - پاسخ دوستی با نام "یک فرد عادی"

سلام.

پیام محبت آمیز شما رو مطالعه کردم و با دل و جان پذیرفتم در پاسخ ابتدا خاطره ای تعریف می کنم:خاطرم هست اون اوایل در تعاونی با مشکل بزرگی به نام نقدینگی مواجه بودیم و برای حل این مشکل مجبور به چه کارهابی که نشدیم. یادمه یه مشتری واسه برداشت مبلغ ۴میلیون از حسابش سه روز پشت سر هم مراجعه کرد و نتونستیم بهش پول بدیم حسابی کلافه بود بنده ی خدا،روزچهارم مسئول شعبه که مرخصی گرفت آقای سرپرست محترم هم تشریف نیآورده بودند سرپرستی و خلاصه ما موندیم  و یک مشتری که کاملا حق داشت و حسابی عصبی بود که نمی تونستیم پول خودش رو بهش بدیم.
بنده بناچار اتومبیل پراید مدل ۷۹ام رو که چیزی حدود ۴،۹۰۰،۰۰۰۰قیمت بازارش بود را به دایی یکی از همکاران فروختم ۴،۰۰۰،۰۰۰اونهم با هزار منت و بیچارگی تونستیم پول نقد برسونیم به مشتری!

اما هیچ کدام از این تلاش ها و از خود گذشتگی ها به یاد کسی نماند، کافی بود در یک مورد بگویید نه تا پرونده براتون درست بشه در حد شهرام جزایری! !

خلاصه دوست عزیز شاید شما از خیلی از مسائل اطلاع نداشته باشید، فقط این را خواستم عرض کنم که چه زندگی ها که به خاطر حقارت و حسادت و تنگ نظری بعضی ها به نابودی کشیده شده است.