تبلیغات
باشگاه کارکنان بانک ایران زمین - مطالب خرداد 1392

از تمام دوستانی که خاطراتی از بحران بهمن ایثار و تلاش همه جانبه مدیران و کارکنان تعاونی اعتبار مولی الموحدین(ع) برای حل معضلات و مشکلات آن دارند تقاضا داریم ما را در گردآوری این خاطرات یاری نموده  و خاطرات خود را در بخش نظرات این پست  قید بفرمایند.


یکی از افتخاراتم در تمام زندگیم این است که شاگرد مکتب آقاسی بودم و هستم



با همه‌ی لحن خوش‌آوائیم

در به‌در کوچه‌ی تنهایی‌ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر

نغمه‌ی تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه‌ی ما می‌شدی

مایه‌ی آسایه‌ی ما می‌شدی

هر که به دیدار تو نائل شود

یک‌شبه حلّال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه‌ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم، لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه‌ی جان من است

نامه‌ی تو خطّ امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب

بر من ظلمت‌زده یک شب بتاب

پرده برانداز ز چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما

کی و کجا وعده‌ی دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد

به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکّه آمدم ای عشق تا تو را بینم

تویی که نقطه‌ی عطفی به اوج آیینم

کدام گوشه‌ی مشعر، کدام کنج منا

به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

روا مباد که بر بنده‌ات نظر نکنی

روا مباد که ارباب جز تو بگزینم

چو رو کنی به رهت، درد و رنج نشناسیم

ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم


این شعر رو در گیرودار درگیرهای بهمن ایثار نوشتم یادش بخیر!

تقدیمش می کنم به جناب دکتر



به نام  خداوند و مولا علی (ع)

که نامی ندارد بر او برتری

به امید یزدان جان آفرین

که گامی نهادیم به همت چنین

به شکرانه ی علم و افکار پاک

به اهداف خدمت براین آب و خاک

از آبی زیبای بحر خزر

به خاک جنوب پر از سیم و زر

زشرقی ترین نقطه ی افتخار

گذرتا به غرب پر از یادگار

به نیروی مردان اهل یقین

به پاس شهیدان فتح المبین

به ایمان قلبی و این اعتقاد

که سال جهاد است در اقتصاد

مزین به نیکانی از علم و دین

شکوفا شده بانک ایران زمین




به ولله  که جانانم

 

 تویی تو


به سلطان عرب


جانم تویی تو........